![]() |
![]() |
|
| دنیا قشنگه اگه قشنگ ببینیش....بیا زیبا نگاه کنیم. |
|
سلام بچه ها
خوبید؟ داشتم به این فکر می کردم که وقتی این وبلاگ رو ساختم .اسم این جا رو (نکبت)...یکی از دوستان انتخاب کرد و ما هیچ چی نگفتیم...دیدم وافعا چقدر مضخرف! به همین خاطر می خوام یه وبلاگ دیگه بسازم و اینو ول کنم....یه وبلاگ با یه اسم قشنگ آدرس وبلاگ دید من : http://shahre-ashena.blogfa.com با اسم : شهر آشنا...تا دیگه غریبی نباشه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 11:47 توسط مریم |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:14 توسط مریم |
|
|
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خووووب جوابش را داد. گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي
|
|||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم آبان 1385ساعت 11:50 توسط مریم |
|
|||||||||||||
|
بايد تمام زندگی يک اتفاق ساده باشد
يک اتفاق ساده بين ما و عشق افتاده باشد تقصير آدم هست يا نه من نمیخواهم بدانم حتا بهشتی را به سيبی گر غرامت داده باشد میشد مگر در ناگهانِ سرنوشت، آن اولين مرد در گير و دار امتحانی اين چنين، آماده باشد؟ اين شرحِ پايانيِ عصيان نيست، يعنی باز بايد مردی ميان حسِ ممنوعِ کسی افتاده باشد آه ای گناه عاشقی، ای عادت موروثی من بگذار تا مُهر هبوطِ پای من بر جاده باشد -دور از شما -دنبال آن کولیترين هستم که چون من در سالهای دور بیبرگشت، عاشق زاده باشد هر چند دور اتفاق سادگیهامان گذشتهست بايد تمام زندگی يک اتفاق ساده باشد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 12:8 توسط مریم |
|
|
بايد تمام زندگی يک اتفاق ساده باشد
يک اتفاق ساده بين ما و عشق افتاده باشد تقصير آدم هست يا نه من نمیخواهم بدانم میشد مگر در ناگهانِ سرنوشت، آن اولين مرد اين شرحِ پايانيِ عصيان نيست، يعنی باز بايد آه ای گناه عاشقی، ای عادت موروثی من -دور از شما -دنبال آن کولیترين هستم که چون من هر چند دور اتفاق سادگیهامان گذشتهست
چطور بود؟ حالا این عکس رو داشته باشید...
چه جلب....فعلا بای |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 12:2 توسط مریم |
|
|
سلام.سلاممممممممممم
منم.مریم...آره خودمم..........تعجب کردی؟ من برگشتم.من خیلی روی خودم کار کردم.می خوام دنیا رو یه جور دیگه ببینم.من مریمم اما یه مریم با یه روحیه ی دیگه.دلم می خواد زیبایی هی دنیا رو حس کنم.من بر گشتم.تولدم مبارک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 11:38 توسط مریم |
|
|
عمري ميان واژه ها غلطيدم
با چشم شب و ستاره را بلعيدم حالا كه پر از سياهي ام مي گويم بر محور نور كاش مي چرخيدم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1:16 توسط مریم |
|
|
چند بهانه ي دخترا: 1 فاصله سني مون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي) 2 من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي) 3 من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره) 4 تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) 5 من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم) 6 ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير ) سلام بچه ها. امروز اومدم تا یه چیزی بهتون بگم...من برام یه مشکلاتی پیش اومده و نمی تونم دیگه آپ شم.حتی نمی تونم که کانکت شم. دلم برای همتون تنگ میشه.نمی دونید چقدر الان قاطی ام....من فقط یه خواهشی ازتون دارم...تو رو خدا برام دعا کنید...خدا که دعا های منو قبول نمی کنه...شما برام دعا کنید...اگه برام دعا کنید مطمئنم که همه چی درست میشه....الان خیلی به دعا احتیاج دارم...خواهش می کنم که ازم دریغش نکنید.... این متن رو هم براتون گذاشتم تا یه ذره لبخند بزنید و دعا کنید که خنده های از دست رفته ی من دوباره برگردن....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 23:3 توسط مریم |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 2:36 توسط مریم |
|
|
کو آن شبهای من کو؟ دیروز من کو ؟ فردای من کو ؟
شهزاده ی من رویای من کو؟ کو هم قبیله ی لیلای من کو ؟ وقتی نوشتم عاشق ترینم گفتی نمی خوام تو روببینم برات نوشتم یه بی قرارم با خنده گفتی دوست ندارم با تو میگیره ترانه هام جون وقتی نباشی میمیره مجنون چند روزه بارون داره می باره بوی شکستن برام میاره دیگه غزل پوش تو رو نمی خواد لیلای خوابت دیگه نمی یاد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 11:19 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام خدا
اگه تو هم دلت گرفته و ناراحتی و از زندگیت سیر شدی من درکت می کنم ولی برای زندگی کردن راه های زیادی هست..تو می تونی.بخند |
|
RSS
|