تبليغاتX
شادترین دختر دنیا
دنیا قشنگه اگه قشنگ ببینیش....بیا زیبا نگاه کنیم.
سلام بچه ها

خوبید؟ داشتم به این فکر می کردم که وقتی این وبلاگ رو ساختم .اسم این جا رو (نکبت)...یکی از دوستان انتخاب  کرد و ما هیچ چی نگفتیم...دیدم وافعا چقدر مضخرف! به همین خاطر می خوام یه وبلاگ دیگه بسازم و اینو ول کنم....یه وبلاگ با یه اسم قشنگ

آدرس وبلاگ دید من :

http://shahre-ashena.blogfa.com

با اسم : شهر آشنا...تا دیگه غریبی نباشه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 11:47  توسط مریم | 
 

چه جلب مخفی؟!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:14  توسط مریم | 
 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خووووب جوابش را داد. گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي

گفتي که چگونه بي تو سر مي کردم ؟!

اي کــــاش تو را ، تو را خــبر مي کردم :

انــــدوه تو آن چـنان مرا ســــــوهان زد ،

کَــــز روزنِ ســــوزني گُـــــذر مي کردم !

بيا در يک شب آرام و مهتابي کمي هم صحبت يک ياس باشيم اگر صد بارقلبي را شکستيم بيا يک بار هم بااحساس

باشيم بيا به احترام قصه عشق به قدر شبنمي مجنون بمانيم بيا که گاه از روي محبت کمي از درد ليلي را بکاهيم


نردبان اين جهان مامنى ست

عاقبت اين نردبان افتادنى ست

لاجرم هر كس كه بالا تر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شكست





 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 11:50  توسط مریم | 
بايد تمام زندگی يک اتفاق ساده باشد

 يک اتفاق ساده بين ما و عشق افتاده باشد

 تقصير آدم هست يا نه من نمی‌خواهم بدانم

حتا بهشتی را به سيبی گر غرامت داده باشد

 می‌شد مگر در ناگهانِ سرنوشت، آن اولين مرد در گير و دار امتحانی اين چنين، آماده باشد؟

اين شرحِ پايانيِ عصيان نيست، يعنی باز بايد مردی ميان حسِ ممنوعِ کسی افتاده باشد

 آه ای گناه عاشقی،

 ای عادت موروثی من بگذار تا مُهر هبوطِ پای من بر جاده باشد

 -دور از شما -دنبال آن کولی‌ترين هستم

که چون من در سال‌های دور بی‌برگشت،

عاشق زاده باشد هر چند دور اتفاق سادگی‌هامان گذشته‌ست بايد تمام زندگی يک اتفاق ساده باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 12:8  توسط مریم | 
بايد تمام زندگی يک اتفاق ساده باشد
يک اتفاق ساده بين ما و عشق افتاده باشد

تقصير آدم هست يا نه من نمی‌خواهم بدانم
حتا بهشتی را به سيبی گر غرامت داده باشد

می‌شد مگر در ناگهانِ سرنوشت، آن اولين مرد
در گير و دار امتحانی اين چنين، آماده باشد؟

اين شرحِ پايانيِ عصيان نيست، يعنی باز بايد
مردی ميان حسِ ممنوعِ کسی افتاده باشد

آه ای گناه عاشقی، ای عادت موروثی من
بگذار تا مُهر هبوطِ پای من بر جاده باشد

-دور از شما -دنبال آن کولی‌ترين هستم که چون من
در سال‌های دور بی‌برگشت، عاشق زاده باشد

هر چند دور اتفاق سادگی‌هامان گذشته‌ست
بايد تمام زندگی يک اتفاق ساده باشد

 

چطور بود؟ حالا این عکس رو داشته باشید...

 

چه جلب....فعلا بای

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 12:2  توسط مریم | 
سلام.سلاممممممممممم

منم.مریم...آره خودمم..........تعجب کردی؟

من برگشتم.من خیلی روی خودم کار کردم.می خوام دنیا رو یه جور دیگه ببینم.من مریمم اما یه مریم با  یه روحیه ی دیگه.دلم می خواد زیبایی هی دنیا رو حس کنم.من بر گشتم.تولدم مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 11:38  توسط مریم | 
عمري ميان واژه ها غلطيدم

با چشم شب و ستاره را بلعيدم

حالا كه پر از سياهي ام مي گويم

بر محور نور كاش مي چرخيدم

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1:16  توسط مریم | 
 

چند بهانه ي دخترا: 1 فاصله سني مون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي) 2 من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي) 3 من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره) 4 تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) 5 من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم) 6 ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير )

 سلام بچه ها. امروز اومدم تا یه چیزی بهتون بگم...من برام یه مشکلاتی پیش اومده و نمی تونم دیگه آپ شم.حتی نمی تونم که کانکت شم. دلم برای همتون تنگ میشه.نمی دونید چقدر الان قاطی ام....من فقط یه خواهشی ازتون دارم...تو رو خدا برام دعا کنید...خدا که دعا های منو قبول نمی کنه...شما برام دعا کنید...اگه برام دعا کنید مطمئنم که همه چی درست میشه....الان خیلی به دعا احتیاج دارم...خواهش می کنم که ازم دریغش نکنید.... این متن رو هم براتون گذاشتم تا یه ذره لبخند بزنید و دعا کنید که خنده های از دست رفته ی من دوباره برگردن....


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 23:3  توسط مریم | 
سلام .چند وقت پیش یه عزیزی گفت که حال و هوای وبلاگت خیلی غمگین شده...منم بهش قول دام که برای یه بارم شده یه پستی بزارم که خنده دار باشه...امروز هم امتحانای زجر آورم تموم شد و اینم جشنش..... راستی بخند ...گناه نمی شه

 

 


Click to view full size image

 
Click to view full size image



چه طور بود؟ اگه چرت و پرت بود من معذرت می خوام ..چون الان اصلا طبع خنده ندارم

بای

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 2:36  توسط مریم | 
کو آن شبهای من کو؟            دیروز من کو ؟ فردای من کو ؟

شهزاده ی من رویای من کو؟   کو هم قبیله ی لیلای من کو ؟

وقتی نوشتم عاشق ترینم        گفتی نمی خوام تو روببینم

برات نوشتم یه بی قرارم          با خنده گفتی دوست ندارم

با تو میگیره ترانه هام جون        وقتی نباشی میمیره مجنون

چند روزه بارون داره می باره     بوی شکستن برام میاره

دیگه غزل پوش تو رو نمی خواد   لیلای خوابت دیگه نمی یاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 11:19  توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به نام خدا
اگه تو هم دلت گرفته و ناراحتی و از زندگیت سیر شدی من درکت می کنم ولی برای زندگی کردن راه های زیادی هست..تو می تونی.بخند

نوشته های پیشین
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
پیوندها
بيا تو حالشو ببر
کبوتر سفید عاشق(فرات)
دل شکسته (افسانه)
دختري از مشرق ديار دوستي
علی
قاصدک
هوتن
قطره اشک
مامی خرگوشه
میشکا
سالار
شیما
آرش (مرگ عشق)
صبا
شب سراب
شبگرد قصه ي عشق
سعيد(يادداشت هاي يك مرده)
محمد(آنتن محله)
هر قطره اشك قصه ي يك درد است(مهدي)
سارا
ترفند/شعر/نرم افزار/عكس و ....
سراب بي نشان
شكوه عزيز
زندگي زيباست(منصور)
فرزاد
yashar
انسان
البرز
حرف دل عاشق(ميلاد)
sarfg
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM